سفر به قاب عکس زیبای طبیعت در فصل بهار

مجله خبری آبادی 118/کردستان آنچە کە در جلو چشمان خود می بینم همچون تابلویی نقاشی میماند کە گویی نگارگر عالم علاقە خاصی بە رنگ سبز داشتە و بە همە آن منطقە مخملی سبز پوشاندە است.
ساعت پنج صبح، شهر سنندج را بە مقصد مکانی خوش آبوهوا و رویایی ترک میکنیم.
یکی از زیباییهای حرکت قبل از سرزدن سپیدە این است کە میتوان روشن شدن ثانیە بە ثانیە هوا و طلوع خورشید را از نزدیک دید و حس کرد.
با روشنتر شدن هوا، زیباییهای مسیر هم بە مرور خودنمایی میکند و منظرە زیبایی از اردیبهشت را بە نمایش میگذارد.
دم دمای ساعت ۹ صبح است و تابلویی کە کنار جادە نام روستای کولیج بر آن حک شدە است از دور نمایان میشود و نوید بخش شروع یک سفر زیبا و بەیادماندنی است.
با رسیدن بە کولیج از ماشین پیادە میشوم و با همە وجود هوای پاک و صاف و دلنشین طبیعت آن منطقە را استشمام و آن را وارد ریەهایم میکنم.
بر بلندای جادە مشرف بر روستا ایستادە و نظارەگر روستایی هستم کە تا چشم کار میکند خانەهای سنگی و کوەهایی سرسبز و پوشیدە از درخت است.
چرخی بە دور خودم میزنم، انگار کە میخواهم در یک لحظه آن همە زیبایی را ببینم و در ذهن خود حک کنم؛ آنچە کە در جلو چشمان خود می بینم همچون تابلویی نقاشی میماند کە گویی نگارگر عالم علاقە خاصی بە رنگ سبز داشتە و بە همە آن منطقە مخملی سبز پوشاندە است.
اولین باری است کە بە روستای کولیج سفر میکنم، دیر زمانی بود کە تعریف طبیعت این منطقە را از زبان این و آن شنیدە بودم و بیصبرانە منتظر رسیدن بهار بودم تا برای یک بار هم کە شدە خود را بە این بهشت زیبا مهمان کنم.
گفتم بهار! فصل بهار فرصت بسیار مناسبی برای سفر بە این منطقە شگفتانگیز است و طبیعت این منطقە در فصل بهار بیش از هر زمان دیگری برای مسافران دلبری میکند.
خوردن صبحانە در دل این طبیعت و در ابتدای ورود روستا خالی از لطف نیست؛ اینجا میتوانید خستگی راە را از تن بە در کردە و نفس تازەای بگیرید، زیرا با سفر بە این منطقە راهی سخت و دشوار درپیش دارید.
بعد از صرف صبحانە، روستا را بە قصد دیدن زیباییهای طبیعت منطقە رد میکنیم؛ در کوچە پس کوچەهای خاکی و پیچ در پیچ روستای کولیج گذر میکنیم، جای افسوس است کە حال از این روستای زیبا جز خرابەهایی بە جا نماندە و تعداد خانەهای متروکە بیش از خانەهایی است کە زندگی در آنها در جریان است.
گذر از کنار خانەهای متروکە سنگی با آن درهای چوبی قدیمی نیمەباز و پنجرەهای کوچک و بزرگ حکایت از زندگی مردمانی دارد کە دیرزمانی در آنها زیستەاند و حال غم و شادیهایشان را در آن خانە بە جا گذاشتەاند و حال بە جایی دیگر نقل مکان کردەاند.
با ادامە مسیر، چشم از خانەهای متروکە میگیرم و بە اطراف نگاهی می اندازم، دختران جوانی با لباسهای زیبای کردی بر فراز بامها و در پس پنجرەهای نیمە باز خانەها برایمان دست تکان میدادند و با لبخندی ملیح و نگاهی پر ازشوق همراهیمان میکردند.
هرچقدر کە بر تعداد قدمهایمان افزودە میشود بە پشت سر نگاهی میاندازم و آن آدمها و خانەها هرلحظە کوچک و کوچکتر میشود تا از دیدم محو میشوند.
همچنان کە بە راە رفتن ادامە میدهیم، بە مکانی میرسیم که زبان از دیدن آن همە زیبایی قاصر ماندە است.
تصویری کە در همان ابتدای راە بە چشم میخورد و آدمی را بە شگفت وامیدارد هیبت و هیمنە کوەهای استوار و سربەفلک کشیدە شاهو است کە گویی یکی پس از دیگری شکافتە و راهی بە سوی آسمان گشودەاند کە در پس هرشکافی زیباییهای بیحد و حصری نهفتە بود.
با قدم گذاشتن بە این منطقە، راەهای سخت، صعبالعبور و پرپیچ و خمی در انتظار شماست.
شما در این راە گذر از پستی و بلندیهای راە را میآموزید، گاە از دل کوە عبور میکنید و گاە از دل رودخانەای پرجوش و خروش گذر میکنید.
با نور ملایم خورشید و نسیم خنک و صدای رودخانەای خروشان کە بە گوش میرسد همقدم میشویم و در این راە گاە با مارهای رنگارنگ و با نقش و نگارهایی متفاوت برخورد میکنی کە بیتفاوت و بە سرعت هرچە تمام از کنارت میخزیدند و بە حیات خود ادامە میدادند.
یا هنگام گذر از رودخانەای خروشان، پرندەهایی را میدیدی کە آرام و بە دور از هیاهو دنیا بر صخرەای نشستە و در کمال آرامش آب مینوشیدند و اینجا گویی مامنی امن برای همە موجودات است.
آنچە کە بیش از همە برایم جالب بود وجود تعدد روباەهایی بود کە در آن منطقە رفت و آمد میکردند و بدون هیچ واکنشی از مقابل ما میگذشتند و بە راە خود ادامە میدادند.
اینجا و در این مکان، خبری از دود و دم و زبالە و تخریب نیست و طبیعت در دست نخوردەترین حالت ممکن خود قرار دارد؛ سخاوت طبیعت در این منطقە بسیار است و همە جلوەهای زیبای طبیعی را میتوان یک جا و در این قاب زیبا و سرسبز دید.
در میانە راە همقدم با چوپانی میشویم کە گلە خود را برای چرا بە این منطقە آوردە است، پیرمرد با صورت همچون سیرت زیبایش نزدیک میشود و دقایقی را در کنارمان بە سر میبرد و با لحن دلسوزانە و پدرانە خود از سختیهای راە و آنچە کە در پیش داریم میگوید و با دست نقشە راهی را بە ما نشان میدهد کە بیگدار بە آب نزنیم.
گرچە مسیر این منطقە و این طبیعت سخت است و دشوار؛ اما خستگی بی معناست و بیوقفە و بدون هیچگونە استراحتی بە راە خود ادامە میدهیم.
در ادامە مسیر بە آبشاری میرسیم کە دل سنگی بزرگ را شکافتە و بە سرعت و با خروش هرچە تمامتر از دل سنگ بیرون میجهد؛ بە آن “تافە گەورە” میگویند کە یکی از جاذبەهای دیدنی مابین منطقە کولیج و دلەمرز است.
زیبایی این آبشار در این است کە جادە بە آن راهی ندارد و دیدن زیباییهای آن گذر از راەهای پرپیچ و خم را میطلبد.
“تافە گەورە” از شهرت سایر آبشارها برخوردار نیست و افراد کمی با زیباییهای آن آشنایی دارند.
صدای جهش آب و برخورد آن با زمین و طبیعت سرسبز و زیبای اطراف آبشار، فضایی دلانگیز را در منطقە ایجاد کردە است کە دل کندن از آن دشوار است.
در انتهای این مسیر زیبا بە جادەای خاکی و ماسەای ختم میشود کە مشرف بر روستایی زیبا و سرسبز بە نام دلەمەرز است کە یکی از روستاهای گردشگری در استان کردستان است.
روستای کولیج در ۳۰ کیلومتری سروآباد استان کردستان و در همسایگی روستاهای دل، دلەمرز، ماضی بن و ژریژە قرار دارد.
انتهای پیام